[تصویر: pichak.net-15.gif]

پدرم دستم را گرفت و به حکمت رساند ، حکمت در را به روی دنیای

معماری برایم گشود ، آقای شیروی راه را نشانم داد ، آقای گلچین برنامه

ریزی کرد ، مهندس پور نجاتی قلم دستم داد و با گفتن هر  (مد نظر

نیست ) ، درست خط کشیدن را بهم آموخت ،  مهندس سر سنگی

نگاهم را به نقاط گریز سوق داد تا هر نقطه را با ظرافتی خاص به نقاط

گریز برده و عمود بر خط دید زندگی ترسیمش کنم ، مهندس تدین یاد داد

اگر جزئیات نقشه ی زندگی ام را در مقیاس 1/100 نمیبینم آن را به

مقیاس 1/50 برده و در مقیاسی بزرگ تر روی مسائل زوم کنم . مهندس

عباسی توجهم را به نقشه جلب کرد تا روی جزئیات نازک کاری کنم و

جزئیات نقشه را روی بزرگ نمایی آن بررسی کنم . با مهندس کاووسی

در مسیر آشنایی با معماری جهان قدم گذاشتیم ، با مهندس پورنجاتی

اسکیس زدیم و با مهندس احدی آن را راندو کردیم . برای کندوکاو و

تحقیقات در روستا ، رولوه کردیم و از خاک تا ساخت آن را بررسی کردیم .

در مسیر ساخت مراحل اجرایی ساختمان با آقای احمدی در مسیر معرفت

الهی با توکل به خدا استارت کار را زدیم ، با مهندس بحرینی برآورد قیمت

کردیم ،میزان ایستایی و مقاومت ساختمان را با مهندس داوودی محاسبه

کردیم و طراحی تیر و ستون را یاد گرفتیم و با  مهندس علاقه بندان در

تعمیر و نگه داری آن کوشیدیم حال که پروژه ی ساخت به اتمام رسیده

است در ارائه ی کارآموزی ، آن را به تأیید مهندس کاووسی رساندیم .

[تصویر: pichak.net-55.gif]